تبليغاتX
میرحسین موسوی
سبزها ایستاده اند




سید علیرضا بهشتی فرزند آیت اله شهید بهشتی

مهندس موسوی در بیاینه اخیر خود به شبكه‌ اجتماعي قدرتمندي اشاره می کند كه برای بیان اعتراض نسبت به وقايع حين و  و پس از انتخابات در ميان بخش وسيعي از مردم ما شكل گرفته است.  آیا این نخستین بار است كه شبكه‌های اجتماعی در سیاست و تاریخ ما نقش‌آفرینی می‌كنند؟ قطعا این طور نیست.
كلمه - سيد عليرضا بهشتي شيرازي: اخيرا گفته شده بود كه متصديان در نظر دارند تعداد قابل توجهی از وزارت‌خانه‌ها را با هم ادغام كنند؛ مثلا وزارت‌خانه‌هاي صنايع و بازرگاني را با هم يكي كنند تا به هنگام واردات كالا منافع كارخانه‌های داخلي هم در نظر گرفته شود. بیست و چند سال پیش از این همين وزارت صنايع  به سه بخش صنايع سنگين، صنايع سبك و معادن و فلزات تفكيك شد تا هر كدام از آنها در كابینه حضور مستقل داشته باشند و وزن آراي حامي صنعت در دولت افزايش يابد. مشابه اين وضعيت در مورد سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور اداري و استخدامي نيز صادق بوده است. زماني دو معاون رئيس جمهور مسئول اين دو سازمان بودند. بعد به نظر رسيد كه به هنگام برنامه‌ريزي، منابع مالي و انساني بايد به صورت همزمان ديده شوند و لذا بهتر است اين دو سازمان را با يكديگر ادغام كنیم. چند سال بعد كل این سازمان جدید منحل شد. در ايام انتخابات در پاسخ به انتقاداتي كه نسبت به این اقدام مي‌شد يكي از وزرا گفته بود سازمان برنامه منحل نشده،‌ بلكه به دو معاونت رئیس‌جمهور تبديل شده است تا به نيروي انساني توجه ويژه شود. شايد در سي سال آينده اين ضرب و تقسيم‌ها چندين بار ديگر ادامه پيدا كند، زيرا عادتی در ما وجود دارد كه وقتی حل مشكل را در وسع خود نمی‌بینیم تغييرات شكلي را در دستور كار قرار می‌دهیم. نمي‌گويم تغييرات شكلي كلا بيهوده‌اند، اما قطعا جاي مديريت عقلاني و توانمند را پر نمي‌كنند.
منظور از طرح اين مطالب انتقاد از ادغام يا تقسيم وزارت‌خانه‌ها نیست.  این دولت مگر خواب ببیند كه این اندازه به او اهمیت می‌دهیم. منظوری مهمتر در بین است، منظوری درباره خودمان و این كه اكنون چه باید كرد.
منظور اشاره به يك عادت است. ما وقتي كم مي‌آوريم دست به تغييرات شكلي مي‌‌زنيم. وقتي نمي‌دانيم دستگاه تحت اداره خود را چگونه بايد هدايت كنيم بلافاصله چارت سازماني آن را به هم مي‌ريزيم. اين مشكل مختص سطوح مديريتي نيست، بلكه در مورد زندگی‌های شخصی ما نیز صادق است، به صورتی كه  بسیاری از ما احساس می‌كنیم سكونت در یك خانه جدید زندگی‌مان را متحول خواهد كرد و تا در خانه نو ساكن نشده باشیم و تا تبریك‌ها و تحسین‌ها پایان نیافته باشد متوجه نمی‌شویم كه تغییر ساختار  تحولی در حقیقت زندگی ایجاد نمی‌كند. در سطح ملي هم اگر نگاه كنيم همین وضعیت را می‌بینیم. مي‌بينيم كه ساختارشكني معمولا حكایت از ياس می‌كند.
در نامه‌ چند هفته قبل مهندس موسوی به حجت‌الاسلام و المسلمین كروبی عبارتی قابل تامل وجود داشت، آنجا كه گفته بود اصل نظام مردمند و حكومت تنها بخش كوچكي از نظام است. آنچه از آن به عنوان نظام یاد می‌شود در اصل كیفیتی از حیات سیاسی مردم است. البته این با تصوري كه عامه ما از نظام داريم تفاوت می‌كند، به صورتي كه اگر اين جمله از طرف يك سیاستمدار برجسته و یك استاد علوم سياسي مطرح نشده بود احتمالا صحت آن را انكار مي‌كرديم. از نظر بسیاری از ما نظام حتی عبارت از حكومت هم نیست، بلكه ترتیبات و سازمانی است كه امور حكومت بر اساس آن تنظیم شده است و در هر كشوری صورت خاص خود را دارد. اگر می‌خواهید منظور مهندس موسوی را درست متوجه شوید برای یك لحظه فرض كنید ترتیبات سیاسی حاكم بر كشوری دیگر - مثلا انگلستان - عینا در ایران به اجرا درآید. قطعا نتیجه‌ای كه از این امر حاصل می‌شود با آن چیزی كه امروز در انگلستان شاهد آن هستیم متفاوت خواهد بود. پس معلوم می‌شود نظام سیاسی چیزی بسیار بیشتر از ترتیبات اداره امور كشور است. آن بخش محذوف كه اصل نظام را شكل می‌دهد خود مردمند.
معنای این جمله آن نیست كه مردم انگلستان بهتر از ما هستند، در عین حال حیات سیاسی آنان از كیفیتی برخوردار است كه می‌تواند از یك سازمان حكومتی شاهنشاهی كه حتی قانون اساسی مدون ندارد آزادی، استقلال، اعتماد ملی، حس وطن و بعضی ارزش‌های خواستنی دیگر استخراج كند. بر روی این كیفیت فعلا نامی نمی‌گذاریم تا كنجكاوی‌ها درباره حقیقت آن از بین نرود.
اگر شرایطی را كه در آن قرار داریم مناسب نمی‌دانیم راه عزیمت از آن به وضعیتی كه لایق مردم ما باشد ایجاد تغییرات شكلی نیست، بلكه وقوع تحولی در خود ما مردم است.
خیال كنیم كه نتایج انتخابات 22 خرداد باطل اعلام شده است و قرار است همان مجریان و همان ناظران از نو انتخابات جدیدی را با حضور همان نامزدها برگزار كنند. آیا وزارت كشور، شورای نگهبان، صدا و سیما و دیگر نهادهای قدرت بناست دوباره همان كارهایی را انجام دهند كه در انتخابات قبلی شاهد بودیم. اتفاقاتی كه در این هشتاد روز رخ داد، بخواهند یا نخواهند بر رفتار یكایك آنان اثر می‌گذارد و رفتارها بسیار پیچیده‌تر می‌شود. وزارت كشور تمامی مچ‌هایی كه از او گرفته شده است را مد نظر قرار می‌دهد و صدا و سیما از آنچه كه گذشت تجربه می‌آموزد. حتی ممكن است شورای نگهبان همان كارهای قبلی را، این بار  با لحنی متواضعانه انجام دهد. نمی‌گویم كسی توبه می‌كند، بلكه این جریان امور است كه همه را به تجدید نظر در رفتارهایشان وا می‌دارد. آن چیزی كه تغییر كرده است و به تبع خود این تغییر در رفتار را اقتضا می‌كند، به ثبت رسیدن تفاوتی غیر قابل‌انكار در كیفیت حیات سیاسی مردم است. این كیفیت اگر همچنان به توسعه خویش ادامه دهد می‌تواند به حدی متحول شود كه امكان تقلب را هم از بین ببرد، می‌تواند آزادی بیان را هم تضمین كند، می‌تواند قوه قضائیه را هم در چارچوب تخطی ناپذیری كه از آن انتظار می‌رود قرار دهد، بلكه همه كشور را به نظم و نظام بیاورد، حتی اگر در كشوری زندگی كنیم كه قانون اساسی مدون نداشته باشد و ظاهر حكومت شاهنشاهی موروثی باشد.
خوب كه دقت كنیم خواهیم دید آن دگرگونی تاریخ‌سازی كه بدان نیاز داریم دیگر تغییر متصدیان و تبدیل آنان به افراد  راستگو و با امانت وعادل نیست. البته كه مردم باید دقت كنند و نگذارند دروغ‌گویان زمام امورشان را در دست بگیرند. با این همه ما به شرایطی می‌اندیشیم كه حتی اگر قانون گريزي  كارگزار ملت شد نظام چنان او را به نظم درآورد كه شیطنتی از او سر نزند. الگویی از حكومت كه از متون دینی استخراج می‌شود چنین چیزی است. و الشیاطین كل بناء و غواص، و آخرین مقرنین فی‌ الاصفاد. هر شیطان بنا و غواص را مسخر سلیمان قرار دادیم، و دیگرانی را كه در غل و زنجیر كشیده شده بودند.
مردم ما در این دو ماه دستاوردهای عظیمی داشته‌اند. حال امروز ما قطعا با 23 خرداد یكی نیست؛ ما نسبت به بهت و خشمی كه در آن روز جامعه را فراگرفته بود فرسنگ‌ها پیشرفت كرده‌ایم. اگر دقت كنیم حال ما حتی نسبت به روز قبل از انتخابات نیز پیشرفت کرده است، اگرچه شاید الزاما بهتر، یعنی شادتر نباشد. در این مدت تلخی‌ها بسیار بود و عدم تعادل موجود نگرانی‌هایی را ایجاد می‌كند كه آزاردهنده است. اما هیچكدام از ما شك نداریم كه نمی‌خواهیم به قبل از انتخابات بازگردیم. بلكه بزرگترین نگرانی و آزار آن است كه احساس كنیم شرایط دارد به همان چیزی كه پیشتر بود تنزل پیدا می‌كند.
 
این پیشرفت دقیقا عبارت از چیست؟ این پیشرفت تحولی در حال مردم ماست و نه در شرایطی است كه از آن رنج برده‌اند. آیا ما توانسته‌ایم شورای نگهبان را از هاله عصمتی كه برای خود قائل می‌شود خلع كنیم و آن را واداریم تا به تخلف‌هایی كه روی داده است بی‌طرفانه رسیدگی كند. نه! آیا ما توانسته‌ایم از برگزاری دادگاه‌ها برای ایراد اتهامات به فرزندان انقلاب جلوگیری كنیم؟ نه! آیا ما توانسته‌ایم مانع از توقیف رسانه‌های مستقل و آزاد شویم و رسانه ملی را به ملت بازگردانیم؟ نه! پس این كدام پیشرفت است كه از آن سخن می‌گوییم، بدان مباهات می‌كنیم و با وسواسی مادرانه یكایك‌مان نگرانیم كه مبادا اظهار نظر این گوینده یا اقدام آن سیاستمدار بدان لطمه بزند؟
- پیشرفتی در احوال خود ما مردم.
 این جامعه ما و نه حكومت ماست كه طی چند ماه گذشته تحولاتی عظیم را پشت سر گذاشته است. گویی نظام از نو دارد شكل می‌گیرد، نظامی كه اصل آن مردمند.
مهندس موسوی در بیاینه اخیر خود به شبكه‌ اجتماعي قدرتمندي اشاره می کند كه برای بیان اعتراض نسبت به وقايع حين و  و پس از انتخابات در ميان بخش وسيعي از مردم ما شكل گرفته است.  آیا این نخستین بار است كه شبكه‌های اجتماعی در سیاست و تاریخ ما نقش‌آفرینی می‌كنند؟ قطعا این طور نیست. بلكه هیچ حماسه مردمی ماندگاری در حافظه ما وجود ندارد كه در غیبت این شبكه‌ها روی داده باشد، زیرا - باز همان گونه که مهندس موسوی توضیح می دهد - وقتی كه ما از جامعه‌ای با عنوان زنده و  پویا یاد می‌كنیم، جامعه‌ای كه به سرعت و دقت نسبت به حوادثی كه سرنوشت او را رقم می‌زند واكنش نشان می‌دهد، جامعه‌ای كه ظلم و دروغ و خودكامگی ... و فقر و عقب‌افتادگی و وابستگی ..... و تحجر و تظاهر و هزار آفت دیگر را بر نمی‌تابد، منظورمان جامعه‌ای تركیب‌یافته از چنین شبكه‌ توانمندی است. بدین ترتیب آیا ما داریم كار جدیدی انجام می‌دهیم؟ اگر قرار باشد قدرت گرفتن شبكه‌های اجتماعی را صرفا در خدمت ابطال نتایج یك انتخابات پر از تخلف و یا انجام چند تغییر كوچك و بزرگ قرار دهیم، نه! ما كار جدیدی انجام نداده‌ایم. این اتفاقی است كه بارها و بارها در سابقه ملت ما روی داده است. اما اگر اعتراض به نتيجه  انتخابات و رفتارهای زشت‌ پس از آن و دادگاه‌ها و غلبه دروغ بر رسانه ملی و هر عهدشكنی و عمل ناروای دیگر را مقدمه‌ای برای شكوفایی بلندمدت شبكه‌های اجتماعی قرار دهیم، آری! كاری جدید انجام داده‌ایم.
شبكه‌ اجتماعی كه این روزها درمیان ما قوت گرفته است وسیله‌ای برای نیل به اهداف كوتاه‌مدت نیست، بلكه خود یك هدف است. اكنون كه رسانه نداریم از توانائی‌های آن برای رساندن اخبار به یكدیگر استفاده می‌كنیم. اما این بدان معنا نیست كه وقتی رسانه پیدا كردیم آن را دور بیندازیم و آسوده بخوابیم.  اكنون كه پای ملت ما به سنگ  وقايع حين و پس از انتخابات خورده است آن را تكیه‌گاه خود  قرار داده‌ایم. اما قرار نیست كه وقتی فردا حق مردم ستانده شد این نهال سبز خزان كند.
این آن تحولی است كه اگر نهادینه شود نه فقط فضای سیاست بلكه تمامی جنبه‌های حیات ما مردم را دگرگون خواهدكرد.  این آن تحولی است كه از ایران امروز یك جامعه پیشرفته می‌سازد. بسیاری از آنچه تا كنون به عنوان مظاهر توسعه و پیشرفت می‌دیدیم، بلكه می‌شنیدیم، میوه‌های پیشرفت بود كه با پول نفت می‌خریدیم و به شاخه‌های درختی خشك متصل می‌كردیم. پیشرفت آن است كه از درون خودمان بجوشد، و خواهد جوشید وقتی كه به این آرمان برسیم. بلکه صریح بگوییم؛ نخواهد جوشید اگر به این آرمان نرسیم. راه سبز امید این است.
به این خاطر است كه گفته می‌شود در راه سبز امید تصمیم‌ها از پایین به بالاست. در این نهضت، در این موج، در این راه اگر هدف فتح یك قلعه یا یك تپه سوق‌الجیشی یا یك مقام و موقعیت سیاسی بود جا داشت كه به مانند هر عملیات دیگر تصمیم‌ها از بالا به پایین ساخته و پرداخته شود. اما هدف این نیست. هدف رشدی است كه جمهوریت نظام را تضمین كند. و حوادث اخیر نشان داد اگر جمهوریت نظام تضمین نشود از اسلامیت آن هم چیزی باقی نمی‌ماند. در چنین راهی اگر كسی خود را رهبر حركت مردم بنامد دچار اشتباه شده است. از همین روست كه مهندس موسوی بارها تكرار كرده است كه من رهبر این حركت نیستم، بلكه همراه آن هستم. شكسته نفسی و تعارف سیاسی را هم كه از آن كم كنیم چیزی بیشتر از سخنگویی برای چهره‌های شاخص این حركت باقی نمی‌ماند. این بدان خاطر نیست كه آنها شایستگی این مقام را ندارند، بلكه ماهیت حركت به صورتی است كه در آن تصمیم از بالا به پایین حركت نمی‌كند. برای چهره‌های شاخص این حركت سخت نیست كه بگویند در فلان روز و فلان ساعت اطوها به برق زده شود یا زده نشود. قطعا اگر آنان در چنین پروژه‌هایی دخالت كنند نتایج آن بهتر خواهد بود. اما در آن صورت نتایج این حركت برای رسیدن به آن نظامی كه اصلش مردمند بهتر نخواهد بود، لذا نباید دخالت كنند. باید شبكه‌های اجتماعی چنان كارآزموده شوند كه خود این بارها را بردارند یا اندیشه كنند و برندارند. بلكه از این هم بیشتر؛ در هر نهضتی اولین و بزرگترین نگرانی دست‌اندركاران این است كه هر چه زودتر خاكریزهای پیش‌رو فتح شوند، حال آن كه در اینجا هیچ بعید نیست كه كسی نگران باشد مبادا پیش از رسیدن میوۀ حركت خاكریزهایی كه انگیزه‌های امروز و فردا را تامین می‌كنند فتح شوند. باید خیلی عجله داشته باشیم، باید خیلی چابكی از خود نشان دهیم، باید هیچ فرصتی را از دست ندهیم، مبادا حادثه‌ها به پایان برسند در حالی كه دستاورد تاریخی كه لایق ملت ماست هنوز حاصل نشده است.

نوشته شده توسط پسرسبز در تاريخ پنجشنبه 19 شهریور1388. مربوط به بخش : |

نشسته ام و خیره شده ام به بدن های جوانان گلوله خورده وطنم . دست می سایم و لب می گزم .اما چه فایده درشهرما هیچ باغیرتی نیست که هم صداشوند شهر من نداها را ندارد افسوس . . افسوس...  

بغض من آن قدر حقیر و کوچک است رو به روی این تنهای خونین که شرم می کنم . به چشم های بی حالت و لب های نیمه بازشان نگاه می کنم،

به موهای مشکی و پیشانی های فراخ خونیشان، به بدن شکافته و این دست های آویزان، به سر متلاشی شده و پاهایی که دیگر لازم نیست توی کوچه ها از هراس باتوم و گلوله بدوند.

 

فکر می کنم صبح که از خانه بیرون زده اند، در جواب پرسشی گفته اند: "می روم رایم را پس بگیرم"، با سینه هایی پر امید که حالا مهمان ناخوانده و شوم گلوله دارند .

حتما سرهایشان پر از هوای آزادی و آرزوهای بزرگ بوده است .حتما برای فردا نقشه های سرخوشانه داشته اند.

حتما خیال کرده اند اگر رایشان را پس بگیرند، دیگر گشت ارشادی ها توی سرشان نمی زنند، دیگر توی کلانتری محل کتک نمی خورند، دیگر پول ته جیبشان را جیره بندی نمی کنند. شاید فقط می خواستند اندکی کمتر تحقیر شوند.

عکس ها را می بندم و به عکس جناب احمدی نژاد خیره می شوم. به چشم هایش، حالت افتاده لب هایش، به نیشخندش، به دست هایش نگاه می کنم. فکر می کنم پشت این پیشانی چیست که او را این گونه بی روح و وجدان کرده است.

راستی ، جناب احمدی نژاد!

عکس این جوان های گلوله خورده و بی جان را دیده ای؟

دیده ای آن سر پاشیده کف خیابان را؟

دیده ای سینه باز شده، روی دست های پر التهاب مردم را؟

دیده ای چشم هایی را که تشنه اندکی آزادی، بی فروغ و تاریک شدند؟

جناب احمدی نژاد! جای هر کدام این گلوله خورده ها، می توانست پسر یا دختر تو باشد. فقط لحظه ای بدن فرزندت را آن گونه خونین کف خیابان تصور کن، فکر کن خبر مرگ ناگهانی اش را برای تو بیاورند، فکر کن جای آن پدر و مادر درمانده و عزادار باشی.

 

می دانم وجدانت به درد نمی آید چرا که تو با این بدن های سرد، گرم قدرت شده ای. با اشک های ریخته شده مردمت، خندیده ای. با اسارت آن ها دست های دراز قدرتت را چرخانده ای. با خفقان آن ها دهانت را باز کرده ای. با نا امیدی آن ها امیدوار روزهای بالا نشینی شده ای.

جناب احمدی نژاد!
روزی را که پای صندوق رای آمدی یادت هست؟ آن چهره ترسان و رنگ پریده، آن چشم های پر هراس و بی امید و هیبت آشفته. و چقدر حقیر بودی آن روز، چه قدر به حقیقت ات نزدیک بودی وقتی پاهای کاذب قدرت ات را لرزان و شکننده پنداشتی. چقدر ناچیز بودی بدون این پشم و کلاه کدخدایی.

و من تو را با همان چهره واقعی برای همیشه خواهم دید. با همان حجم حقیر روح و شانه های افتاده از یاس. با همان جسم در هم فرو رفته که کوه دروغ و ظلم، تپه ای پوشالی بیش نیست که با طوفان مردم فرو می ریزد.

سین.سین

 والسلام

 

 


نوشته شده توسط پسرسبز در تاريخ شنبه 6 تیر1388. مربوط به بخش : |

قلم - میرحسین موسوی و صدها هزار تن از مردم تهران در ادامه اعتراضات مدنی خود به روند نادرست انتخابات ریاست‌جمهوری، عصر پنجشنبه با نشان‌های سوگواری و نمادهای سبزشان در میدان امام خمینی (ره) جمع شدند و یاد شهدای برخوردهای خشونت‌آمیز اخیر را گرامی داشتند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، حدود ساعت 3 بعدازظهر میدان امام خمینی (ره) تهران شاهد حضور سبزپوشان سوگواری بود که از روز گذشته و در  راهپیمایی هفت تیر تا انقلاب، قرارشان را برای حضور در میدان امام خمینی گذاشته بودند. میرحسین از آنها خواسته بود که برای سوگواری شهدای برخوردهای خشونت‌آمیز اخیر عصر پنجشنبه سوگواری کنند.

هر چه دقایق می‌گذشت بر جمعیت انبوه حاضر در میدان امام خمینی (ره) افزوده می‌شد. ایستگاه امام خمینی (ره) مترو امروز جمعیتی را میزبان بود که تاکنون به خود ندیده بود. ازدحام جمعیت از همان لحظه پیاده شدن از قطار چنان بود که حرکت به کندی صورت می‌گرفت. مردم حاضر از همان لحظه پیاده شدن دست‌هایشان را با روبان‌های سبز و سیاه بالا گرفتند و هر چه زمان بیشتری در ایستگاه مترو می‌گذراندند پلاکاردهای بیشتری را بالا می‌بردند که بیشتر آنها اعتراض به تخلفات انتخابات و درخواست ابطال انتخابات بود و بسیاری دیگر از دست نوشته‌های مردم که قشرهای مختلف در آنها دیده می‌شد، مربوط به کشتار مردم و حمله به کوی دانشگاه بود.

بیرون از ایستگاه مترو، جمعیت از چنان فشردگی برخوردار بود که حرکت به سختی صورت می‌گرفت. میدان امام خمینی (ره) مملو از جمعیتی بود که در سکوت، اعتراضشان را پی می‌گیرند و در سکوت، آزادی و عدالت را خواستارند.

تعداد پلاکاردها بسیار زیاد و متنوع بود که برخی از آنها عبارتند از: «ما ملتیم نه اوباش»، «ما خس و خاشاک نیستیم»، «فقط ابطال انتخابات»، «بازشماری معنا ندارد، فقط ابطال»، «به کدامین گناه کشته شدند؟»، «ما سوگواریم»، «برادر شهیدم رایتو پس می‌گیرم»، «رای ما رو پس بدید»، «رای ما سبز بود نه سیاه»، «رای من کجاست؟»، «دلیر بی‌باک منم مالک این خاک منم»، «راه شهدای سبزمان ادامه دارد»، «می‌جنگیم، می‌میریم، ذلت نمی‌پذیریم»، «خشونت چرا؟»، «آزادی مطبوعات، ابطال انتخابات»، «سکوتم از رضایت نیست»، «راهمان را ادامه می دهیم تا ابطال انتخابات» و...

برخی از پلاکاردها سخنان شب گذشته حدادعادل را مخاطب قرار داده بود و از مسوولان رعایت عدالت و انصاف را در گفتارشان خواستار بود.

بخشی از جمعیت حدود ساعت 5 عصر به سمت میدان فردوسی و بعد انقلاب حرکت کرد و انبوهی از حاضران در میدان ماندند و بی‌هیچ حرفی فقط با سکوت خود اعتراضشان را به نمایش گذاشتند.

در میان جمعیت انبوه حاضر که اگر میلیونی خوانده شود اغراق نشده است، از هر قشری دیده می‌شد، جوان، پیر، نوجوان، زن و مرد، دانشجو، کارگر، کارمند، کاسب، استاد، معلم و خلاصه آنکه نمونه‌ای از جامعه واقعی حضور داشتند و به همه توهین‌هایی که به آنها شده از تقلب در آرایشان تا توهین به خودشان و خاشاک خوانده شدن، اعتراض کردند.

تجمع سکوت معترضان به تخلفات گسترده در انتخابات و حامیان میرحسین موسوی زمانی که حدود ساعت 6 با حضور میرحسین همراه شد، تاب تحمل سکوت نداشت و چون سوگوار بود با ذکر "الله اکبر" سکوت خود را شکست و یکصدا فریاد زد: "یا حسین میرحسین"، "موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم"، "موسوی رای ما رو پس بگیر".

مهندس موسوی به ابراز احساسات جمعیت انبوه حاضر در میدان امام خمینی پاسخ داد و با یک بلندگوی دستی با آنها سخن گفت. بسیار کوتاه و مختصر که همان هم به دلیل امکانات ناچیز شنیده نشد و فقط ردیف نزدیک به اتومبیل او صدایش را شنیدند.

بسیاری از جمعیت حاضر در میدان که صدای میرحسین را نمی‌شنیدند، به اطرافیان خود جملاتی در ستایش شجاعت و همدلی او با مردم، می‌گفتند و حضور او را قوت قلب برای مردم که ان‌شاءالله اصلاح امور به نتیجه خواهد رسید.

حدود ساعت 7 جمعیت حاضر به تدریج در حال خالی کردن میدان بود و جمعیت زیادی به سمت میدان انقلاب حرکت کردند و دسته بزرگی از سوگواران سبز در خیابان انقلاب شکل گرفت که در سکوت اعتراض خود را اعلام کردند.

 


نوشته شده توسط پسرسبز در تاريخ جمعه 29 خرداد1388. مربوط به بخش : |

قلم - جمعی از استادان شاخص حقوق و وکلای دادگستری با صدور بیانیه ای، برخوردهای خشونت آمیز و غیرمسوولانه با اعتراض های مردمی را محکوم کردند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه استادان حقوق و وکلای دادگستری به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم  

به خشونت علیه مردم پایان دهید!  

برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد 1388، به دلیل شک و تردیدهای مطرح در رعایت اصول و قواعد انتخابات آزاد و منصفانه، موجی از اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی را به همراه داشت. متأسفانه رویارویی خشونت آمیز و غیرقانونی با این حرکت، کشور ما را در فضایی آکنده از خشونت و ارعاب فرو برد. در این روزها انبوهی از اقدامات خشونت آمیز و غیر مسوولانه در رویارویی با اعتراض های مردمی، امنیت، جان و مال مردم را شدیدا به مخاطره انداخته است که موارد زیر تنها گوشه ای از آنهاست:

  • - تیراندازی به سوی مردم بی پناه و کشتن شماری از آنها
  • - عدم اعلام نام و مشخصات مجروحان و بی اطلاعی و سرگردانی خانواده های آنان
  • - دستگیری های گسترده جوانان این مرز و بوم و بی اطلاع نگاه داشتن خانواده های دستگیر شدگان از وضعیت آنها
  • - ضرب و جرح وحشیانه و غیر قانونی به بهانه برقراری نظم و امنیت
  • - تخریب اموال عمومی
  • - ورود غیر مجاز به اماکن مسکونی
  • - تجاوز به حریم مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویی شهرهای مختلف کشور به ویژه کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان
  • - مداخله نیروهای بی نام و نشان و لباس شخصی به بهانه استقرار نظم و استفاده از انواع ابزارها و روشهای نامتعارف
  • - سکوت شگفت انگیز و غیر مسوولانه صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی در برابر اعتراض میلیونی مردم و تحریف وقایع که بر خلاف وظیفه قانونی اطلاع رسانی صحیح آنها بوده و همزمان تحریک احساسات و تشدید خشونت در فضای ملتهب جامعه
  • - برقراری محدودیت های گسترده، پیوسته و توجیه ناپذیر و اخلال در امکانات ارتباطی و مخابراتی در پوشش ظواهر قانونی

 ما گروهی از  حقوقدانان و استادان حقوق دانشگاه های تهران ضمن همدردی با خانواده های  داغدیده و آسیب دیده و تاکید بر پیگیری جدی خواسته ها و مطالبات مردمی از راه های مسالمت جویانه، از تمام مقامات و نهادهایی که به موجب قانون اساسی و قوانین عادی وظیفه صیانت از حقوق و آزادی های شهروندی را بر عهده دارند می خواهیم تا هر چه سریع تر به این اقدامات غیر قانونی و خشونت آمیز پایان داده و به خواسته های مشروع و بحق مردم توجه کنند. بدیهی است در صورت عدم اقدام عاجل، در پیشگاه خداوند متعال و مردم مسوول خواهند بود. بی شک بستن مجاری قانونی برای اعمال و استیفای حقوق ملت راه حل مشکلات نیست، باید صدای دادخواهی مردم را شنید و به خواست های بحق آنان گردن نهاد.

 

  • 1. دکتر ناصر کاتوزیان (دانشگاه تهران)
  • 2. آیت الله دکترسید مصطفی محقق داماد (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 3. دکتر هدایت الله فلسفی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 4. دکتر محمدعلی اردبیلی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 5. دکتر سید محمد هاشمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 6. دکتر رضا نوربها (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 7. دکترعلی حسین نجفی ابرندآبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 8. دکتر ابراهیم بیگ زاده (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 9. دکتر اردشیر امیرارجمند (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 10. دکتر امیر حسین آبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 11. دکنر محمد راسخ (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 12. دکتر سید محمد قاری سید فاطمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 13. دکتر محمد جعفر قنبری جهرمی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 14. دکتر محمد حسین زارعی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 15. دکتر میر قاسم جعفرزاده (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 16. دکتر علی صفاری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 17. حجت الاسلام دکتر رحیم نوبهار (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 18. دکتر هادی وحید (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 19. دکتر امیر نیکپی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 20. دکتر رضا اسلامی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 21. دکتر اسد الله یاوری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 22. دکتر هومن موثق (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 23. دکتر صابر نیاورانی (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 24. دکتر مهدی مختاری (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 25. دکتر مهدی هداوند (دانشگاه شهید بهشتی)
  • 26. دکتر عباس شیری (دانشگاه تهران)
  • 27. دکتر محمد رضا ضیایی بیگدلی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 28. دکتر محمد رضا پاسبان (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 29. دکتر جواد کاشانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 30. دکتر علی تقی زاده (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 31. دکتر رضا ولویون (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 32. دکتر همایون حبیبی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 33. دکتر سید قاسم زمانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 34. دکتر سید منصور میر سعیدی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 35. دکتر حسین غلامی دون (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 36. دکتر خیرالله هرمزی (دانشگاه علامه طباطبایی)
  • 37. دکتر علی نجفی توانا (دانشگاه آزاد اسلامی)
  • 38. دکتر کامران آقایی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 39. دکتر محمد جلالی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 40. دکتر علیرضا آذربایجانی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
  • 41. دکتر جعفر حبیب زاده (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 42. دکتر محمود صادقی (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 43. دکتر محمد فرجیها (دانشگاه تربیت مدرس)
  • 44. دکتر ستار زرکلام (دانشگاه شاهد)
  • 45. دکتر شاهپور منوچهری (وکیل دادگستری)
  • 46. دکتر رضا تمدن (وکیل دادگستری)
  • 47. دکتر حمید جلیل زاده خویی (وکیل دادگستری)
  • 48. سید احمد سعادت (وکیل دادگستری)
  • 49. علی کاکاافشار (وکیل دادگستری)
  • 50. اسماعیل مصباح اسکویی (وکیل دادگستری)
  • 51. محمدباقر میرسراجی (وکیل دادگستری)
  • 52. رضا آشوری (وکیل دادگستری)
  • 53. محمد فرض پور عاکیانی (وکیل دادگستری)
  • 54. جهانگیر مستوفی (وکیل دادگستری)
  • 55. خانم بتول کیهانی (وکیل دادگستری)
  • 56. خانم صدیقه حجت پناه (وکیل دادگستری)
  • 57. مجتبی پویا (وکیل دادگستری)

نوشته شده توسط پسرسبز در تاريخ جمعه 29 خرداد1388. مربوط به بخش : |

انالله وانا الیه راجعون/تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده/شاید تذکر شما مفید واقع شود

بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"


نوشته شده توسط پسرسبز در تاريخ یکشنبه 24 خرداد1388. مربوط به بخش : |


© 2009 - 2010 dreamsoflove lll Disigned by Saitak.com lll for Internet Chain Green's User